تبليغاتX
مفتی
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق ××× بقول مفتی عشقش درست نیست نماز

گفته بودم که گفتنی عید زیاد دارم.

این متن هم سوغاتی منطقه دهلاویه است.

 

به بهانه سالگرد شهادت بزرگ مرد جبهه های جنگ، مصطفی چمران

 

 

 

 

روح دكتر چمران خشنودتر مي‌شد اگر شما فكري به حال مردم دهلاويه مي‌كرديد

 

اگر 20 كيلومتر از سوسنگرد به سمت غرب حركت كنيم، روستايي را در چند صد متري جاده اصلي مشاهده خواهيم كرد. سوسنگرد ، هويزه، بستان ، حميديه، رفيع، برديه از مناطق اطراف اين روستا است.

روستاي دهلاويه كه حالا شايد چند صد نفر بيشتر در آن زندگي نمي كنند نه گاز داشت و نه تلفن. آبش هم مزه مي داد. برق هم ممكن بود در روز چند ساعتي نباشد.اما بي وفا نبود.بلاخره بر مي گشت.

مردمانش عرب زبان اند. فارسي را نيز خوب صحبت مي كنند. اما اسمائيل، كودك 5 ساله ي دهلاويه اي حتي نتوانست يك كلمه با من فارسي صحبت كند. دوستانش ترجمه مي كردند.

بر عكس او مصطفي فارسي خوب مي دانست. اما به عمد، عربي با ما حرف مي زد تا به ما ياد بدهد.مصطفي متولد 65 بود. دومين فرزندش سال گذشته چشم به جهان گشود. او در سوسنگر كار اداري مي كرد. پدرش هم همين طور.

اصلا كشاورزي و دامداري رونق نداشت.آب شان شور و زمين ها پر از نمك. برنج مي كاشتند.اما فقط براي مصرف خودشان.آخر صرفه اقتصادي نداشت كشت عمده.

گاو ميش داشتند و بعضا گوسفند.اما حداكثر پنج تا.زن ها و دخترها احشام را براي چرا مي بردند.خيلي با پايتخت نشينان توفير داشتند.مرد ها بيشتر يا بيكار در خانه نشسته اند و يا در شهر شغل اداري دارند.

زحمت كشان نارجي پوش شهرداري به آنجا نمي روند.خود مردم زباله هايي را كه خود توليد كرده اند و يا اطراف منزلشان است جمع و در نزديك ترين محلي كه بخواهند، آتش مي زنند. پس هميشه اين جا بوي سوختن زباله به راه است.

به يمن وجود يادمان شهيد چمران، در ايام عيد اين روستا روزانه حدود 8 هزار نفر بازديد كننده دارد. اين دقيقا همان وقتي است كه مردان و زنان روستا مغازه هايي داير و محصولاتي را كه قبلا يا به صورت قاچاق و يا از شهر خريداري كرده اند، به مردم عرضه مي كنند. غالبا قيمت جنس هايشان بيشتر از جاي ديگري است.

با ورود اين زائران سراپا شوق، روزانه بيش از 80 كيلو زباله بلاصاحب، روي زمين ها باقي مي مانند.

فاضلاب هم ندارند.همه آب ها به سمت رودخانه كوچكي كه از پشت روستا عبور مي كند هدايت مي شوند.

البته وجود همين رودخانه باعث شده است كه پشه حرف اول و آخر را در اين منطقه بزند.حدود پنچ تا شش نوع پشه در آنجا وجود دارد.اين را مي توانستم از روي جاي نيششان بفهمم.

نمي دانم قدمت روستا به چند سال پيش باز مي گردد.اين قدر مي دانم كه در زمان جنگ تحميلي  دشمن با معطلي ده روزه، اين منطقه را در نورديده و به سمت سوسنگر هجوم برده بود.اين منطقه حدود يكسال در تصرف نيروهاي دشمن قرار داشته.

از ما مي خواستند كامپيوترشان را درست كنيم.چند نفري پيشم آمدند.تصور زمينه كامپيوتري يكي از آنها تصوير صدام حسين بود.الحق كه عكس قشنگي نيز بود. تصاوير غير اخلاقي نيز كم نداشتند.

موسي يك سي دي در دست داشت.در خيابان مي دويد.صداش كردم و پرسيدم سي دي چيست؟

كمي اين پا و آن پا كرد.سپس گفت فيلم سوپر.

پرسيدم چند خريدي؟ گفت پنجاه تومن.او فقط هفت سال داشت.

خانه هاي روستا پراكنده بود.با فاصله از هم.فكر نمي كنم حداكثر بيشتر از صد هزار تومن خرج مصالح هر كدام از آنها شده باشد.در حياطشان ديش ماهواره بود.صاحب خانه مي گفت 150 هزار تومن پول دادم براي خريدنش.

             

 

در خبر گزاري ها خبري مي توانيم مشاهده كنيم مبني بر ساخت 32 واحد جديد در اين روستا.صحيح است.سه سال است كه بناي اين آلونك هاي سيماني را ريخته اند.اين روستا حدود 70 خانوار دارد.

كودكان دبستاني براي رفتن به مدرسه بايد 20 دقيقه، راهنمايي 30 دقيقه و دبيرستان هم همان 30 دقيقه مسير را طي كنند.اما اين بار بالجبار مي بايد بر پاهاي كوچك و هميشه برهنه شان كفش تن كنند.

هوا غالبا گرم است.اما اين ها كولر گازي ندارند.فقط به اين هوا عادت دارند.

سالانه بسياري از مسئولان به اين منطقه مسافرتي دارند.علي الخصوص مهندس مهدي چمران.او تقريبا خود را صاحب يادمان برادر مي داند.

اما مردم روستا هميشه مصطفي را بيشتر از او دوست داشته اند.

احمد، پير مرد 60 ساله محلي به من گفت چند سال پيش دست‌نوشته‌اي بر روي سنگي در همين محل حك شده بود با اين عنوان: "روح دكتر چمران خشنودتر مي‌شد اگر شما فكري به حال مردم دهلاويه مي‌كرديد ( امت حزب‌الله لبنان)"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 15:48  توسط یحیی محمدی نیا  | 

اخيرا سايت نوسازی كه خودش رو منتسب به حامیاان دولت مي دونه، طي يك سري مقاله ي سلسله وار، مباحثي رو راجع به متعه (ازدواج موقت) مطرح كرده.

برخي عناوين  اين ها هستن:

 

آيا مسايل جنسي مسئله اي با درجه اهميت بالاست؟

تیتر رسانه ها با گسترش ازدواج موقت

ازدواج موقت ونيروی انتظامی

دختران باكره و ازدواج موقت 

نگاهي به آيات قران- شهوت مقدس

طرحي از استاد شهيد مطهري_ شهوت مقدس 

 و...

 

همه اين مباحث به كنار؛ اين سايت مطلبي با عنوان "آيا تاكنون اين احاديث را شنيده‌ايد؟ شهوت مقدس!" درج كرده كه در اون احاديث و رواياتي در باب همين عمل  ذكر شده.احاديثي كه تا سر حد واجب اهميت اين قضيه رو بالا بردن.

 در بخشي از حضرت صاحب الزمان (عج) نقل مي شه كه "لازم است خدا را اطاعت كند و يك دفعه هم شده متعه بگيرد."

متاسفانه بنده علم حديث نخوندم و صحت منابع رو نمي تونم چك كنم.(دوستاني كه تخصص دارن حتما اين كار رو بكنن)

ولي بر فرض صحت (كه در اكثر موارد بعيد بدونم)، لزومي بر ذكر چنين مباحثي هست؟

 

اگر شما ادعاي دين اسلام و مذهب شيعه داريد چرا از ولي فقيه خودتون جلوتر حركت مي كنيد.اگر قدمي از ايشون جلوتر يا عقب تر حركت كنيد بلاخره يا غرق مي شيد يا گمراه.

 

          

 

من به شخصه اعتراضم رو نسبت به درج اين مطلب اعلام مي كنم و مي خوام از هر كس ديگه اي كه دلش به حال خودمون مي سوزه مطلبي بنويسه و اعلام نظر كنه.

       ممنونم

 

در همین راستا بخوانید در این جا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:59  توسط یحیی محمدی نیا  | 

 

1.     پس، از سند معتبر روايت شد كه بسيار گريه كنندگان پنج نفر بودند: آدم(ع)، يعقوب(ع)، يوسف(ع)، فاطمه(س) و علي ابن الحسين (ع).

و اما فاطمه آنقدر گريست كه اهل مدينه گفتند به او كه ما را آزار دهي از بسياري گريه ي خود. پس بيرون شهر مي رفت و آنچه مي خواست مي گريست و به سوي مدينه برمي گشت.

(منتهي الامال)

 

2. براي زيارت پدر بيرون آمد. دامنش كشيده مي شد و از شدت گريه و اشك چيزي نمي ديد.

آنگاه ناليد: طاقتم تمام شده است.دشمن سرزنشم مي كند و اندوه مرا از پاي در مي آورد.پس از تو، تنها و سرگردانم. صدايم خاموش و پشتم خميده و روزگارم تيره شده است.

(بيت الاحران)

 

3.     در اين حال حسن(ع) و حسين (ع) از در آمدند و گفتند اي اسما، مادر ما اين وقت به خواب رفته است؟

گفت مادر شما به خواب نرفته است ...

پس به بالينش آمد و گفت اي مادر با ما من سخن بگو پيش از آنكه دلم شكافته شود.

(منتهي الامال)

 

۴. پس از سوی خدا ندا آمد که سرها را فروافکنید که فاطمه (س) آید.آنگاه گفت: آنچه خواهی سوال کن تا تو را راضی کنم.

عرضه می دارد: تو تنها آرزوی منی، از تو می خواهم دوست دارانم را عذاب نفرمایی.

پس می فرماید به عزتم سوگند پیش از آفریدن عالم بر خویش تعهد کرده بودم.

(بیت الاحزان)

 


 

دو كلمه حرف مفت:

التماس دعا.همين

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 21:58  توسط یحیی محمدی نیا  | 

سلام

چند وقته به شدت تو فکرم.

تو فکر تصمیم های بزرگ.

یعنی بزرگترین تصمیم های زندگیم.

آخه من خیلی حیفم.

به نظر شما برای تصمیم گیری هام به چه چیزایی فکر کنم؟

مهم نیست چه تصمیمی.فقط به چی فکر کنم؟!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 0:1  توسط یحیی محمدی نیا  |